خیلی ...
چقدر دردناك هست كه باشي و نتوني باشي ، باشم و نباشم باشي و نباشي .باشد و نباشد !!چشم تو چشم باشي و بدزدي نگاهت را... . در سكوتت فرياد بكشي. .آتش باشي هم چو يخ . يخ باشي همچو آتش. نوري تاريك و تاريكي نوراني بداني و هيچ نداني ! باشي و انگار كه اصلا نيستي .بايستي در حالي كه رفته اي و بروي در حالي كه ايستاده اي ! چقدر دردناك هست كه بموني و برود و چقدر دردناك تر كه بروي و بماند ! عجب دنیایی هست عجیب اما واقعی !!!!
خدا يا ، نكند كه تو هم باشي و نباشي ! نه نه هستي و هستي. تو رو به خدايیت باش همواره .............. .
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 21:55 توسط بهمن نجیده
|