وقتی دیگر هیچ چیزی مرا آرام نمیسازد ...
وقتی دیگر هیچ چیزی مرا آرام نمیسازد ...
وقتي قلبهايمان كوچكتر از غصههايمان ميشود
وقتي نميتوانيم اشكهايمان را پشت پلكهايمان مخفي كنيم
و بغضهايمان پشت سر هم ميشكند،
وقتي احساس ميكنيم بدبختيها بيشتر از سهممان است
و رنجها بيشتر از صبرمان؛
وقتي اميدها ته ميكشد و انتظارها به سر نميرسد،
وقتي طاقتمان طاق ميشودو تحملمان تمام...
آن وقت است كهمطمئنيم به تو احتياج داريم
و مطمئنيم كه تو،فقط تويي كه كمكمان ميكني...
آن وقت است كه تو را صدا ميكنيم،
خدایا چه کنم؟خداااااااااااااااااااااااااا
+ نوشته شده در شنبه بیست و یکم آبان ۱۳۹۰ ساعت 18:27 توسط بهمن نجیده
|